نقش جبین ما را، شک و یقین کشیدیزندانِ زندگی را اندوهگین کشیدیعَجزیم و آرزوها، از بس که گِردِ خود باخِشتِ صفات و اَسماء، دیوارِ چین کشیدیعمریست ایستادی در مرزِ کفر و ایمانیا رازِ آن شنیدی یا نازِ این کشیدیتا گریههای ما را، هر عابری ببیندپیراهنِ جنون را، بیآستین کشیدیدر سنگلاخِ تبعید، ارواحِ یاغیان را بستی به اسبِ تردید، رویِ زمین کشیدی!عشقی بدون ابراز، مرغی بدون آواز دیدی چه نقش «شاه»ی، بیحرفِ «شین» کشیدی؟عبدالحمید ضیائی
برچسب:
نویسنده: یگانه اسدی
تاريخ: جمعه
30 دی
1401 ساعت: 18:15